شهداودفاع مقدس
مامدیون شهداوایثارگران هستیم
موضوعات
دیگر امکانات
تماس با ما


خاطرات شهید محمدحسن نظرنژاد از فرماندهان جنگ
شهید محمد حسن نظر نژاد ،  بیش از 140 ماه در میدان‌های نبرد  حضور داشته اند . در عملیات آزاد سازی سوسنگرد یک چشم خور را ازدست می دهند و مجروح می شوند.بعد از مداوا در عملیات دیگری یک گوش خود را از دست می دهند و مجروح می شوند. بعد از مداوا در یک عملیات دیگر کمر ایشان می شکند و مجروح می شوند .در عملیات های دیگر ترکش به سر ، سینه ، شکم ، دست ، پای ایشان برخورد می کند و مجروح می شوند . بعد از مداوا در عملیات های دیگر یک دست و یک پای ایشان می شکند و مجروح می شوند . ایشان جانباز 90 % بوده اند که بعد از جنگ ، در یک ارتفاع کوهستانی تنگی نفس می گیرند و به درجه رفیع شهادت نائل می شوند.
 این كتاب، حاصل گفت‌وگوی 36 ساعته سید حسین بیضایی با شهید نظرنژاد در سال 1374 و اوایل 1375 است كه به شكل ویدیویی ضبط شده و اكنون از سرنوشت آن فیلم‌ها خبری در دست نیست، اما كلمه‌ها و جمله‌های آن مصاحبه‌ها پس از ضبط، روی كاغذهای سفید آمده و ماندگار شده‌اند.
برای تدوین خاطرات اولیه از قلم مصطفی رحیمی سود جسته شده و همه پانوشت‌های كتاب هم از متن خاطرات به پایین صفحه‌ها آمده كه گفته‌های خود شهید بابانظر است.
شكل روایت كتاب از ابتدا تا انتها به صورت اول شخص مفرد و از زبان شهید محمدحسن نظرنژاد است كه به صورت خطی، از زمان تولد آن شهید در سال 1325 در یكی از روستاهای اطراف مشهد شروع و به ابتدای سال 1375 (چند ماه قبل از شهادتش) ختم می‌شود.


 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:19 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

  چاپ هشتم رمان «سفر به گرای 270 درجه» نوشته احمد دهقان  در 264 صفحه و قطع رقعی، از سوی انتشارات سوره مهر روانه بازار كتاب شد.
 رمان «سفر به گرای 270 درجه» حکایت ناصر، رزمنده‌ای جوان است که مشق و درس را رها می‌کند و به همراه دوستش علی روانه منطقه جنگی جنوب می‌شود. ناصر در آنجا ضمن دیدار مجدد با دوستان سابقش، برای یک عملیات مهم آماده می‌شود. در حین عملیات بسیاری از دوستانش شهید و مجروح می‌شوند و خود او نیز که جراحتی سطحی برداشته است، به پشت خط می‌آید و بعد از چند روز به شهر خود بازمی‌گردد و زندگی عادی را از سر می‌گیرد. اما با دریافت تلگراف رسول (دوست نوجوان رزمنده‌اش که خبر از عملیات قریب‌الوقوع می‌دهد) خود را آماده بازگشت به منطقه می‌کند.

 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:17 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

زندگینامه: داوود امیریان متولد ۱۳۴۹ كرمان است و تا كنون ۲۶ عنوان كتاب منتشر شده در كارنامه اش دارد كه جوایز متعددى را هم نصیب نویسنده اش كرده است.
امیریان فعالیت نویسندگى خود را از سال ۶۹ با نوشتن خاطراتش از جبهه آغاز كرد و در حال حاضر در چند حوزه خاطره نویسى، ادبیات كودك و نوجوان، رمان ، طنز ، زندگینامه داستانى شهدا و فیلمنامه نویسى قلم مى زند. از جمله فیلم هایى كه نوشته و به مرحله تولید رسیده و بر پرده سینما ها به نمایش درآمده، فیلم سینمایى «آخرین نبرد» به كارگردانى حمید بهمنى و «بهشت منتظر مى ماند» به كارگردانى محمدرضا آهنج است.
«فرزندان ایرانیم»، «رفاقت به سبك تانك» و «دوستان خدا حافظى نمى كنند»، «داستان بهنام »، «داستان مریم»، «تولد یك پروانه» و «جام جهانى در جوادیه» از جمله معروف ترین آثار داستانى این نویسنده است كه تاكنون چهار دوره جایزه كتاب سال، ادبیات دفاع مقدس ، كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان و ده ها جایزه دیگر را نصیب نویسنده اش كرده است .
از دیگر آثار امیریان می‌توان به «آخرین گلوله صیاد» زندگینامه داستانی شهید صیاد شیرازی و «داستان مریم» زندگینامه داستانی شهید مریم فرهانیان اشاره كرد.

 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:16 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

   رمان «بوومه شین» نوشتة محمدعلی قاسمی در شمارگان 5000 نسخه توسط نشرصریر به قیمت 20000 ریال و در 227 صفحه درسال 1385 منتشرگردید.
«طنین تازه ای می وزید انگار. شبیه همان صدایی كه از دهانة«دوزلة» ایلیاتی قومی كهنسال به گوش می رسد. نرمه بادی می وزید و با خود بازتاب صدای سیال موسیقی بومی ای را به همراه داشت كه از آن سوی هزاره ها به این سوی زمان وزیدن گرفته بود. باد انگار، نامه رسانی بود كه اسب وحشی خود را هی می كرد و به تاخت می آمد. نامه ای بود با باد كه «ویر» گذشته را نشان می داد: نه! كاك«ناصر» عزیز این طور نبود! حداقل این طورها كه می گویند نبود! حالا كه من، یا بهتر بگویم كه ما نیستیم و داستان رنج و آوارگی مان را به گوش تو رسانده اند، می خواهم گوشه ای از واقعیت ها را بگویم. می خواهم نامه ای برایت بنویسم، نامه ای بر پوست آسمان و با قلم ابر. كاغذ نامه ام برای آن از جنس آسمان است كه ما هیچ وقت آسمانی آبی و یكرنگ كه مال همه باشد، نداشته ایم. قلمی از جنس ابركه كلمات در آن بر پوست آسمان سر می خورند، برای آن است كه گریه های ناتمام ما را برتو بگریند. نمی دانم ازكجا باید شروع كنم؟ ما چند نفربودیم كاك«ناصر» ! چندنفركه شكل لباس هامان مثل هم بود، اما زمان ورود به آنكارا همه شان را عوض كردیم. آنجا از رنگ وشكل لباس ها واهمه داشتند، یا شاید ما می ترسیدیم….» و رمان این گونه پایان می یابد: «آه كاك«ناصر» عزیز! اینجا، كناراین قایق واژگون شده، و برفراز این دریای درد، همه با آن نگاه های اشكبار و چهره های غرق درخون وخستگی، تنهایی خود را به مویه نشسته اند.


 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:13 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

  مرزی بین خیال و واقعیت: رمان «عقرب روی پله های راه آهن اندیمشك یا از این قطار خون می چكد قربان!» نوشتة حسین مرتضائیان آبكنار در سال 1385  توسط نشرنی به تیراژ2200 نسخه و در83  صفحه منتشرگردید.
 شخصیت اصلی داستان(مرتضی) در مسیر جبهه تا اندیمشك با سفری غیر واقعی و مناظری ذهنی رو به روست. مرتضی كه به تازگی خدمت سربازی اش را تمام كرده است، هنوز درتوهم دوران خدمت سربازی به سر می برد و اتفاقاتی كه در آنجا برایش افتاده است. درواقع راوی داستان(یعنی مرتضی)یك رزمنده ترخیص شده موجی است كه تصاویر برای او درهم ریخته است و او گاه درك درستی از واقعیت و توهم ندارد. به طوری كه حتی به نظرش با فرماندهان شهید جنگ رو به رو می شود، انگار مرتضی در برزخ زندگی و شهادت گیركرده است. از دیگر سو، او بعد از شهادت دوست صمیمی اش سیاوش ـ كه دچار لكنت زبان است ـ با او احساس همذات پنداری دارد و گاه احساس می كند كه سیاوش همراه اوست وگاه حتی با شخصیت او درهم می آمیزد؛ چنانكه درپایان داستان شاهد این ماجرا هستیم:«چشم باز كرد و دژبانی را دید كه باتوم به دست بالای سرش ایستاده .
ـ مال كدوم گروهانی؟
دژبان سر باتوم را آهسته می زد به ستونی كه او بهش تكیه داده بود.
ـ م م من … ش ش ش شهید ش شده ام!»


 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:11 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

   رمان گردان چهار نفره که تشکیل شده از چهار عدد پسر به نام‌های: ناصر، علی، سعید و حسن و همه ماجراهایش از خط اول تا خط آخر در خودِ خود جبهه‌ جنگ می‌گذرد، آن هم زیر رگبار مسلسل و توپ و تانک و همه‌ این جور چیزها، پسرانه است.
 اتفاقاً، ادبیات و رمان و داستان بهترین فرصت است برای سرک کشیدن؛ برای فضولی کردن و برای راضی کردن حس کنجکاوی. در واقعیت و در هیچ کجای دنیا، نمی‌شود وارد یک جمع پسرانه شد؛ از نزدیک آنها را تماشا کرد و یواشکی به حرف‌هایشان گوش داد. آن هم وقتی فقط خودشان هستند و خودشان. و هیچ غریبه‌ای از جنس دیگر در میانشان نیست تا رعایت مصلحت کنند و جور دیگری حرف بزنند و عمل کنند.
 اصلاً کار رمان و داستان، همین سرک کشیدن است به جاهایی که نمی‌شود و نمی‌گذارند و نمی‌توانیم واردش بشویم. آیا در واقعیت می‌شود یک دختر وارد یک دبیرستان پسرانه شود، در کلاس‌ها حضور داشته باشد،  در بازی‌ها و دعواهایشان. اگر هم بشود، فضا کاملاً تغییر می‌کند.
اما رمانی مثل «شکلات» از «رابرت کورمیه»، دست تک تک ما را می‌گیرد و می‌برد به مسافرت ذهنی. کار رمان همین است؛ بدون این که کسی تو را ببیند، می‌برد تو را به مرکز آن واقعه. به درون آن رابطه‌ها. گردان چهار نفره هم با خواننده‌اش تقریباً همین کار را می‌کند. یا مثل «پائولا فاکس» نویسنده رمان‌های «گربه‌ یک چشم»، «تصویر ایوان»، «دهکده‌ ساحلی»، «اتان خوب»، «پسر چهره سنگی» و... که بیشتر از رابرت کورمیه در شکلات از پس این کار برآمده است.
   احمد دهقان، نویسنده رمان گردان چهارنفره، در کتاب‌های دیگرش که برای بزرگ‌ترها نوشته، همین کار را کرده، اما اینجا احتمالاً به خاطر گل روی شما نوجوانان، کمی تا قسمتی واقعیت را تغییر داده است. حتماً متوجه شده شما از هیجان و ماجراجویی خوشتان می آید؛ قهرمان هایی آفریده كه شجاعانه  می‌زنند به دل دشمن. با هم رودررو می‌شوند.
سلام و علیک می‌کنند. از کنار هم می‌گذرند. جلوتر می‌روند، وارد سنگرهای دشمن می‌شوند. با هم خوش و بش می‌کنند. و بعد تازه آنجا را منفجر می‌کنند و بعدترش فرار می‌کنند و همه چیز  حتی سعیدجان زخمی را هم نجات می‌دهند. تازه کجایش را دیده‌ای؛ ناصرجان، بلدرچین‌ها را هم نجات می‌دهد از دست سگ‌های وحشی و درنده. و با هم یک جشن بلدرچینی می‌گیرند.


 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:09 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

غسان كنفانى در ۱۹۳۶ در «عكا» به دنیا آمد و در ۱۹۷۲ به همراه خواهرزاده اش در انفجار بمب كشته شد. مى گویند كار صهیونیست ها بوده، اما كنفانى در روزگارى مى زیست كه مرز خودى و غیر خودى كاملاً مخدوش شده بود. فلسطینى ها، قصد جان همدیگر را مى كردند به بهانه هاى مختلف و از جمله شایعه اى دال بر همكارى با دشمن كه عموماً جنگ روانى اسرائیلى ها بود تا چریك هاى فلسطینى را به خودزنى وادارد. جنگ روانى اسرائیلى ها فقط در این مورد كاربرد نداشت، در جنگ میان جمال عبدالناصر و آنها، صهیونیست ها از چند جمله تبلیغاتى ناصر كه گفته بود: «ما از مبارزان الجزایرى حمایت مى كنیم، براى رسیدن به استقلال شان از فرانسه» استفاده كردند تا با جعل اخبار پنهانى، دولت دوگل را متقاعد كنند كه تسلیحات فرانسوى ارسالى براى ارتش مصر، یكراست سر از الجزایر در مى آورد، درحالى كه ناصر، اصلاً قصد درگیر كردن مصر در جنگى دور از مرزهاى كشورش را نداشت، اما دولت فرانسه كاملاً متقاعد شد كه از ارسال تسلیحات براى ناصر اجتناب كند و قرارداد تسلیحاتى اش را با مصر به هم زد، درحالى كه دوگل، از مخالفان سرسخت ایجاد دولت اسرائیل بود. بگذریم! به هر حال چه به طور مستقیم كنفانى به دست صهیونیست ها كشته شده باشد و چه تحت تأثیر جنگ روانى آنها به دست خودى ها، نتیجه یكى است؛ یك نویسنده با انگیزه اى كاملاً سیاسى و طى عملیاتى از پیش طراحى شده، كشته شده و این در سال هاى هفتاد میلادى، اصلاً عجیب نبود،


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:07 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

ادبیات جنگ در ایران پهنه ایست بکر که هزاران موضوع و پرسناژ را در بر می گیرد.
باغ تلو مکانیست در حاشیۀ تهران و استعاره ایست برای همۀ انسان ها و زندگی هایی که از متن خارج شده و به حاشیه رانده شده اند. مسئول این جدا افتادگی جنگ است.
 رمان باغ تلو سرگذشت خانواده ای سنتی را از زبان پسر جوان خانواده بیان می کند که با تصمیم دختر جوان، به رفتن به جبهه برای پرستاری از زخمی ها، آشفته می شود. پدر که مردی مستبد و سنتی است سخت مخالف این تصمیم است ولی دختر مصمم است و نقشه اش را عملی میکند. پس از مدتی دختر به دست عراقی ها اسیر می شود و بعداز مدتها وقتی به ایران باز می گردد، فصل تازه ای از آشفتگی در خانه و خانواده پدید می آید. پرسشی که ذهن پدر را سخت می آزارد اینست که بر سر آبروی دخترش در اسارتگاه عراقی ها چه آمده است و مردم به این پرسش چگونه پاسخ می دهند.
 پدر پریشان است و از همین رو چند بار خانه و محله اش را تغییر می دهد تا سرانجام زن و پسر و دخترش را به باغی متروک و مرموز نقل مکان می دهد.

 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:05 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

  حمله بزرگ، خاطرات سرهنگ دوم عراقی؛ موفق اسعد الدجیلی از جنگ هشت ساله ایران و عراق است. او در بیان این خاطرات سعی كرده، لحظه لحظه اتفاقاتی را كه در طول جنگ رخ داده به تصویر بكشد و وقایع را مو به مو تشریح كند تا از این طریق در خلق مفاهیم تازه‌ای در ارتباط با ایرانی‌ها، سهمی داشته باشد.
او در فصل آغازین كتاب از اكراه خود از تحصیل در دانشكده افسری و اجبار پدر در این كار سخن می‌گوید. فصل‌های بعدی به تشریح چگونگی ورود وی به دانشكده افسری و زندگی در این دانشكده، حضور در نیروی هوایی، برپایی انقلاب اسلامی در ایران، آغاز حمله هوایی عراق به ایران، اوضاع كلی پس از فتح خرمشهر، اتفاقات مهران و... می‌پردازد. فصل پایانی كتاب«چگونه به ایران آمدم» نامگذاری شده است. در این فصل، موفق از سفربه لندن پس نبردهای فاو و سپس ‌سفر به ایران وگذراندن تحصیلات عالیه در حوزه علمیه سخن می‌گوید.
آنچه یک افسر ارشد عراقی از جنگ می‌گوید لحظات عجیبی دارد. این لحظات، آناتِ شخصی است که در دو سوی قانون نظامی‌گام برداشته؛ هم دستور داده و هم دستور پذیرفته. دستوراتی که به‌عنوان افسر ارشد قطعا بیشتر از یک افسر جزء موثر بوده‌اند و روایتش از این فرمان‌برداری و فرمان‌رانی غریب است: «پسردایی‌ام خلبان عبدعون الروضان... مخفیانه عبادت می‌کرد و عقیده داشت جنگ با ایران هیچگونه معنا و مفهومی برای قهرمانی ندارد؛ بلکه این جنگ مایه محنت و گرفتاری است؛ زیرا دو ملت مسلمان با هم می‌جنگند و دیگران به تماشا نشسته‌اند. پسردایی‌ام افتخار می‌کرد که دست به هیچ اقدامی علیه ایران نزده و تمامی موشک‌های هواپیمای خود را در بیابان رها کرده است و می‌پنداشت همین امر، منزلت او را بالا برده است».


 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:03 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

  پاره‌های جنایت بادهای برفی/ خاطرات سروان عراقی احمد غانم‌الربیعی/ ترجمه: محمدنبی ابراهیمی / انتشارات سوره مهر/ (1387چاپ دوم)/ 2200 نسخه/ 1050 تومان کتاب بادهای برفی، خاطرات سروان عراقی، احمد غانم الربیعی از دوران تحصیل در دانکشده نظامی و جنگ است. این کتاب ادامه کار انتشارات سوره مهر در چاپ خاطرات افسران نظامی عراقی در جنگ است و روایت‌هایی غریب دارد: «تانک‌های ما به نقطه معینی از روستا رسیده بودند که ناگهان بارانی از گلوله بر آنها بارید. سه دستگاه تانک به آتش کشیده شدند و همه دچار حیرت شدیم... تعدادی جوان ایرانی بودند که تا آخرین لحظه مقاومت کردند....آنها توانسته بودند جلوی حرکت لشکر را بگیرند. فرمانده لشکر توبیخ شد... فرمانده... گفت: آنها تعدادی بچه‌اند، از سبیل‌هایتان خجالت نمی‌کشید؟... طولی نکشید که... روستا با خاک یکسان شد و نفس مقاومت آن بریده شد» این کتاب پر است از خاطرات احمد غانم از حمله به شهر مهران و خرمشهر و جنایات ریز و درشت عراق در جنگ.


www.iricap.com


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:02 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

  «آخرین شب در خرمشهر» خاطرات سرهنگ عراقی كامل جابر از آخرین شب محاصره خرمشهر است كه توسط دفتر ادبیات و هنر مقاومت منتشر شده است. كامل جابركه در آخرین شب محاصره به خرمشهر اعزام شد.، در این كتاب از ویران‌سازی خانه‌ها و مغازه‌های سالم مانده در خرمشهر برای پاكسازی منطقه به منظور بهتر جنگیدن نیروهای عراقی صحبت می‌كند. وی از درگیری نیروهای عراق و ایران در آپارتمان‌های مسكونی نزدیك خرمشهر و درگیری تیپ 33 نیروی دریایی عراق و نیروهای ایرانی در شمال شرقی خرمشهر می‌گوید. فرار سربازهای عراقی و رشادت نیروهای ایرانی را شرح می‌دهد و علت مقاومت گروهی از سربازان و افسران در شب آزادسازی خرمشهر را بیان می‌كند. بخش پایانی كتاب نیز حاوی اسناد محرمانه و فوری ارتش عراق، همراه با تصویر اصل آنها است.
آخرین شب در خرمشهر، در 80 صفحه و به صورت رقعی منتشر شده است.
 آخرین شب در خرمشهر
تعداد صفحات: 79 قیمت: 800 تومان
شابک: 2-321-506-964-978 قطع: رقعی
نوبت چاپ: اول: 1386 شمارگان: 2200

سوره


 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:01 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

  «گردان‌ گم‌شده» خاطرات سرگرد عراقی عزالدین مانع است. او سال‌ها این خاطرات را در صندوق سینه محبوس كرد. این خاطرات به مرور در ذهن او رنگ باخت، اما توانست آن‌ها را در یك روزنامه به ثبت برساند.«گردان گم‌شده» از جمله‌كتاب‌های ادبیات ضد جنگ محسوب می‌شود و سندی گویا از واقعیت‌های جنگ تحمیلی است. این كتاب، به بخش كوچكی از واقعیتی بزرگ به نام جنگ می‌پردازد. جنگی كه در طول هشت سال از سوی عراق به ایران تحمیل شد.
كتاب، با اشغال خرمشهر آغاز می‌شود. در فصل‌های «مست در نیمه شب»، «تانك‌ها و پناهندگی» و «اعدام ستوانیار» سه شب ابتدایی اشغال خرمشهر مورد پردازش قرار می‌گیرد. در بخش‌های بعدی نیز درگیری بین عراقی‌ها و ایرانی‌ها روایت و بخش پایانی كتاب با آزادسازی خرمشهر همراه می‌شود. «شهر آزاد شده»، «انفجار در ساعت یك»، «سنگ‌ریزه‌های ارتش»، «شام دستگیری»، «ستون خون» و... عناوین بخش‌های مختلف كتاب است.
گردان گم‌شده در 112 صفحه و در قطع رقعی منتشر شده است.
 گردان گم‌شده /خاطرات سرگرد عراقی عزالدین مانع / مترجم: محمدنبی ابراهیمی .
تعداد صفحات: 111 قیمت: 1100 تومان
شابک: 4-343-506-964-978 قطع: رقعی
نوبت چاپ: اول: 1386 شمارگان: 2200

سوره


 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:00 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

  «آخرین شلیك» داستان زندگی و روزهای پر تلاطم كاظم فرامرزی در جنگ است كه پس از گذشت دو دهه از پایان جنگ ایران و عراق از سوی دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری منتشر شده است. فصل یكم این كتاب درباره دوره كودكی و نوجوانی اوست. فرامرزی در این فصل از نام و موقعیت خانوادگی‌اش می‌گوید.
وی درباره تولدش در سال 1342 در یكی از محله‌های فقیرنشین اهواز به نام «بیست متری شهرداری» در خانواده‌ای فقیر، اما صمیمی، مذهبی و با ایمان و درباره اتفاقات دوران زندگی خود تا پایان دبستان توضیح می‌دهد. كتاب با توصیف دوران كودكی كاظم فرامرزی آغاز می‌شود و با پایان جنگ به اتمام می‌سد. وی با شنیدن خبر پذیرش قطعنامه و در آخرین لحظات جنگ، آخرین گلوله خود را به سمت دشمن شلیك می‌كند. علت نامگذاری كتاب هم همین موضوع است. آخرین شلیك در 26 فصل تنظیم شده و صفحات پایانی آن حاوی عكس‌هایی از كاظم فرامرزی در جوانی و در كنار شهدای جنگ است.
آخرین شلیك، حاوی 196 صفحه است و در قطع رقعی عرضه شده است.
 آخرین شلیك  نویسنده: قاسم یاحسینی .
تعداد صفحات: 183 قیمت: 1950 تومان
شابک: 8-332-506-964-978 قطع: رقعی
نوبت چاپ: اول: 1386 شمارگان: 2200
 

سوره


 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 6:00 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

 

دراین كتاب  چهار تن از رزمندگان اندیمشك خاطرات دوران جبهه و جنگ خودرا بازگو می كنند. در «شب جمله» خاطرات عبدالرحیم چگله از هم‌رزمان شهیدش، شرایط دشوار جنگ در اروندرود و نحوه زخمی شدن وی به تصویر كشیده می‌شود. خاطرات حسن جلالی عزیزیان، «گردان حمزه» نام گرفته است. او در این بخش، داستان شیطنت‌ها و بدقلقی‌های خود را روایت می‌كند «آبراه هجرت» نیز عنوان بخش سوم كتاب است كه به خاطرات پرویز پورحسینی اختصاص یافته است. محمدمهدی بهداروند در «یاد‌یاران» شهادت گروهی از هم رزمان خود را روایت می‌كند. بخش پایانی كتاب نیز، دوباره به خاطرات حسن جلالی عزیزیان اختصاص یافته و «حماسه مأوت» نام گرفته است.
آبراه هجرت، 160 صفحه دارد و در قطع رقعی منتشر شده است.
آبراه هجرت
 عبدالرحیم چگله، حسن جلالی عزیزیان، پرویز پورحسینی، محمد مهدی بهداروند
تعداد صفحات: 158 قیمت: 1600 تومان
شابک: 2-392-506-964-978 قطع: رقعی
نوبت چاپ: دوم: 1386 شمارگان: 2200
 
سوره


 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 5:59 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

  راوی كتاب «آتش و خون در خرمشهر» سرهنگ دوم ستاد، خالد سلمان محمود كاظمی، یكی از افسران بلندپایه عراقی است. او كه هنگام تحصیل در دانشكده نظامی، از ادامه تحصیل در این دانشكده منصرف می‌شود، اما نمی‌تواند هدفش را اجرا كند درباره دردها و رنج‌های مرحله اشغال خرمشهر و جنایت‌هایی كه در این شهر انجام شد سخن می‌گوید.
خالد سلمان در «آتش و خون در خرمشهر» اعتراف می‌كند كه اشغال خرمشهر، یك اشتباه استراتژیك برای عراق بود. كتاب با ترس و وحشت نویسنده از حضور پلیس‌های مخفی بین دانشجویان دانشكده نظامی و برشمردن هوس رانی‌های صدام آغاز می‌شود. با حمله به خرمشهر و انجام جنایات نیروهای عراقی در مناطقی مانند«هیزان» ادامه می‌یابد و با آزاد سازی خرمشهر به پایان می‌رسد. عكس‌ها و تصاویری نیز ضمیمه كتاب شده است.
آتش و خون در خرمشهر، 120 صفحه دارد و در قطع رقعی منتشر شده است.
 آتش و خون در خرمشهر
 مترجم: محمدنبی ابراهیمی .
تعداد صفحات: 120 قیمت: 1200 تومان
شابک: 0-370-506-964-978 قطع: رقعی
نوبت چاپ: اول: 1386 شمارگان: 2200


سوره


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ شنبه 6 آذر 1389 5:56 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

تعداد کل صفحات : 11 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >
درباره وبلاگ

یادمان8سال مقاومت وپایداری رامدیون شهدای گرانقدرجنگ تحمیلی هستیم دراین وبلاگ به خاطرات وسلحشوری های شهیدحسین پیرامی می پردازیم وخاطرات این شهیدعالی قدرودیگرشهیدان میهن اسلامیمان راپاس می داریم
آمار و بازدید ها
کل بازدید:247952
تعداد کل مطالب : 371
تعداد کل نظرات : 17
تاریخ آخرین بروزرسانی : یک شنبه 31 شهریور 1392 
تاریخ ایجاد بلاگ : جمعه 2 مهر 1389